افسانه قدرت پهبادی جمهوری اسلامی !
- cheezmeeza

- Jul 27
- 2 min read
صحنه: داخل آشیانه پهپادهای ایرانیدو مرید ریشو و چاق به شکل پهپاد مشغول آمادهسازی برای پروازند.
مرید ریشو:حاجی، پاشو باید بریم دنبال رئیسجمهور بگردیم، مثل اینکه گم شده!
مرید چاق (با بیحوصلگی):ولمون کن بابا... تو این هوا کجا بریم؟!
مرید ریشو (جدی و مصمم):زشته حاجی! این همه گفتیم دوربین دید در شب، دید در مه، سنسور حرارتی داریم... الان وقتشه ثابت کنیم. ما قدرت پهپادی منطقهایم!
مرید چاق (ناگهان انگیزه میگیره):آره، درسته! جوونی که پهپاد و موشک میسازه، خودروی ملی هم میسازه! بریم پیداش کنیم!
کات به صحنه پرواز در آسمانی مهآلود و ابریدو پهپاد در حال پروازند.
مرید ریشو (با فریاد):حاج آقا... حاج آقا! صدای ما رو میشنوی؟!
مرید چاق:سید اینجوری فایده نداره... باید از محلیها بپرسیم. شاید چیزی دیده باشن.
مرید ریشو:باشه، الان میپرسم!
پهپاد ریشو کنار یک مرغابی در حال پرواز میشود.
مرید ریشو:جناب، این اطراف بالگردی ندیدی سقوط کنه؟
مرغابی (با لهجه اردکی):وق! وق!
کات: هوا تاریک شده. پهپادها از میان درختها و سایهی خرسها عبور میکنند.
مرید چاق (با نگرانی):سید، هیچی نمیبینم! دوربین دید در شبتو روشن کن.
مرید ریشو چراغقوهاش رو روشن میکنه و اطراف رو اسکن میکنه.
مرید ریشو (با صدای بلند):کسی صدای ما رو میشنوه؟(رو به مرید چاق) حاجی، هنوزم دید درست ندارم!
مرید چاق:بذار ببینم میتونم درستش کنم...
مشعلی روشن میکنه.
مرید چاق (بلند):حاج آقا! صدای ما میاد؟ ما اومدیم دنبالتون... کجایید؟!
مرید ریشو:فکر نکنم پیداشون کنیم...
مرید چاق (با اضطراب):سید برگردیم، خودمونم گم میشیم! برگردیم میگیم اصلاً همچین رئیسجمهوری نداشتیم!
کات:
داخل آشیانه. پهپاد ترک مختصات سقوط را به پهپادهای ایرانی میدهد.
پهپاد ترک:افندی... رئیسجمهورتون اینجا سقوط کرده!
مرید ریشو:اِه؟ جدی؟ کجاست؟ بده ببینم!
نقشه را از پهپاد ترک میگیرد و به مرید چاق میدهد.
مرید ریشو:حاجی، بچهها رو بفرست به این مختصات!(رو به پهپاد ترک با نیشخند) داداش، ما که از اول میدونستیم کجاست… فقط داشتیم مدیریت بحران میکردیم. دستت درد نکنه، بفرما، اینجا شلوغ نکن!







Comments